على رفيعى

197

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

برغم آنكه مأمون تمامى تدابير لازم را براى محدوديت امام در طول سفر اتخاذ كرده و حتى مسير آن حضرت را مشخص كرده بود ، امام در هر فرصتى با دوستان و ارادتمندان خويش تماس مىگرفت و با گفتار و كردار ، امامت خويش را تداوم رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله قلمداد و مشروعيّت خلافت را از ديگران سلب مىكرد . نقطه عطف اين ارتباط جريان گفتگوى امام رضا عليه السلام با مردم نيشابور است . دهها هزار تن از دوستداران علم و حديث و شيفته اهل بيت عليهم السلام در مسير موكب امام عليه السلام اجتماع كرده و از آن حضرت تقاضاى رهنمود كردند . امام عليه السلام در اين جمع بىنظير به موعظه و يادآورى مسائل اخلاقى و حتى مسائل فرعى همچون نماز ، روزه و . . . نپرداخت ؛ بلكه اساسىترين مسأله اعتقادى يعنى توحيد را مطرح كرد و چنگ زدن به ريسمان « لا إله الّا اللّه » را تنها راه ايمنى از عذاب الهى دانست . نكته در خور توجّه ، كيفيّت نقل سلسله سند حديث است . حضرت در نقل حديث شيوه خاصى به كار برد ؛ اسامى پدران بزرگوارش را تا رسول خدا صلى الله عليه و آله به عنوان سلسله اسناد روايت ذكر كرد . از آن حضرت هم پيش‌تر رفت و سلسله سند را به خداوند منتهى ساخت . اين كيفيّت نقل بيانگر اين است كه تنها اين سلسله به هم پيوسته است كه حق ولايت و حكومت بر مردم را دارد و نيز تنها بسترى است كه انسان‌ها را به دژ ايمن توحيد رهنمون مىسازد . اين پيوستگى و ارتباط زنجيره‌اى در بيان نهايى امام عليه السلام مورد تأكيد قرار گرفته است . امام عليه السلام براى آن كه جايگاه ولايت را در نظام توحيد نشان دهد پيام پايانى خويش را چنين ابلاغ كرد : پس از آن كه موكب حضرت حركت كرد ، سر از كجاوه بيرون آورد و خطاب به بدرقه كنندگان كه محو جمالش شده بودند فرمود : « بِشُرُوطِها وَ انَا مِنْ شُرُوطِها » ، با شرايط آن و من از شرايط آنم . اين فراز از سخن امام عليه السلام در برگيرنده چند نكته مهم است : الف - توحيد براى كسى دژ ايمن است كه به تمامى شرايط آن - از جمله شناخت مقام امام معصوم و پيروى از دستورها و برنامه‌هاى وى - دل بسته و به همه مقرراتش پايبند باشد .